المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
709
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
باشد ، چنان كه خود اين معاصر گفته است ، بر زوجه ضرر وارد شود و اين بر خلاف مدلول آيه است . امّا در آيهء دوّم : « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » قابل تقييد است ؛ يعنى : در حالى كه قادر به دادن روزى زن در آن حالت است ، كه در اين صورت آنچه كه بر زوج واجب است ، اندازهء نفقهء امثال زوجه است ، پس هر اندازه كه مىتواند ، مىپردازد و بقيّه به صورت دين بر ذمّهء وى ، باقى مىماند . و به همين دليل است كه در آخر كلام آمده است : « سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً » . نوع چهارم : توابع نكاح [ 314 ] آيهء اوّل : « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ » « 1 » ؛ « به مؤمنان بگو چشمهاى خود را ( از نگاه به نامحرمان ) فروگيرند و عفاف خود را حفظ كنند ، اين براى آنان پاكيزهتر است ، خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است » . « غضّ البصر » ؛ يعنى : « ترك نگاه كردن » و مراد در اينجا « نگاه به زنان اجنبى » است . مقول قول در آيه محذوف است و تقدير آيه چنين است : « قل للمؤمنين غضّوا يغضّوا » ؛ كه « يعضّوا » جواب امر محذوف مىباشد . « يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ » نيز چنين است و تقدير آن اينگونه مىباشد : « قل لهم احفظوا فروجهم يحفظوا » . « من » بنابر قول أخفش ، زائد است . ولى اين قول ضعيف است ، چون « من » در جملات مثبت فقط به صورت خيلى نادر ، زائد واقع مىشود . اما نظر سيبويه اين است كه اين « من » براى تبعيض آمده است كه نظر صحيحى است ، چون نگاه نكردن به جميع محرّمات ، واجب نيست ، زيرا نگاه به غير عورت محارم جايز است و نيز گردى صورت و دستان زن نامحرم را در حال ضرورت مىتوان نگاه كرد . همچنين نگاه كردن به صورت كنيزان شيرده براى خريدن آنها جايز است ، همچنين پزشك براى معالجه و شاهد براى أداى شهادت مىتواند به نامحرم نگاه كند . و نيز كسى كه قصد ازدواج با زنى را دارد ، در صورتى كه ازدواج اين دو نفر از نظر شرعى و عرفى ممكن
--> ( 1 ) . سورهء مباركهء نور ، آيهء ، 30